الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
47
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
فرمود : تو در امان هستى . عرض كرد : و همسرى دارم كه در قلعهء نزار است ، او را به من ببخش . فرمود : به تو بخشيدم . ( 1 ) سپس رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله پرسيد : يهوديان را چه شده است كه زنان و فرزندان خود را از قلعهء نطاة خارج كردند ؟ عرض كرد : آنها را به قلعههاى شق و كتيبه منتقل كرده و خود آمادهء جنگ شدهاند . سپس آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله او را به اسلام دعوت كرد ، اما يهودى عرض كرد : چند روزى به مهلت بده . « 1 » سپس از معتّب أسلمى روايت كرده است : هنگامى كه به خيبر رسيديم ، به مدت ده شب قلعهء نطاة را در محاصره نگه داشتيم تا بلكه آن را فتح كنيم و به غذاهاى آن دست يابيم ، اما قلعه فتح نشد ؛ از اين رو افراد بنى أسلم تصميم گرفتند أسماء بن حارثهء أسلمى را نزد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بفرستند تا از وضعيت نامناسب خود شكايت كنند . آنها به او گفتند : نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله برو و بگو : قبيلهء بنى اسلم سلام مىرسانند و مىگويند : ما از گرسنگى ، ضعيف و بىحال شدهايم . ( 2 ) أسماء بن حارثه پيش پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله رفت و عرض كرد : اى رسول خدا ، قبيلهء أسلم مىگويند از گرسنگى ، ضعيف و بىحال شدهايم . براى ما دعا كن و از خدا چيزى بخواه . رسول گرامى صلّى اللّه عليه و آله دست به دعا برداشت و عرض كرد : خدايا بزرگترين قلعه را كه بيشترين غذا و گوشت در آن يافت مىشود بر آنان بگشا . آنگاه پرچم را به حباب بن منذر بن جموح داد و به لشكريان دستور داد كه به او ملحق شوند . در نتيجه عدهء زيادى برخاستند و با وى حركت كردند تا به قلعه صعب بن معاذ رسيدند كه پانصد جنگجو از آن محافظت مىكردند . اين از قلعههايى بود كه غذا و گوشت و گوسفندان و وسايل فراوانى را در آن نگهدارى مىكردند . ( 3 ) در اين حال مردى به نام يوشع از قلعه خارج شد و مبارز طلبيد كه حباب بن منذر پيش رفت و پس از آنكه ضرباتى را بر هم وارد كردند ، حباب او را كشت . سپس فرد ديگرى به نام زيال مبارز طلبيد كه عمار بن بن عقبه غفارى به مبارزهاش رفت و فورا ضربه اى به شانهاش زد و گفت : بگير اين ضربه را كه من از قبيلهء غفار هستم ! مردم گفتند : جهاد خودش را با اين حرف باطل كرد ! اين جريان به رسول خدا ص گزارش شد و آن حضرت فرمود : مرتكب خلافى نشده ، بلكه اجر و ثواب دارد و مورد ستايش قرار مىگيرد . « 2 »
--> ( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 645 - 648 . ( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 658 - 660 .